"خیلی خوش گذشت"

برای بیست و هفت سالگی فعلا فقط همین

چون که خیلی خوش گذشت، دقیقا همین شکلی که هادی میگه.

"خیلی خوش گذشت."

کیست که درمان دهد آخر

این شب تا ابد هجران

حدیث نفس

من هر روز تعطیل:

چرا نمی‌رم سراغ کارام؟!

بند‌ه‌ی هوا

امروز باید اوایل آبان باشه، یا اواخر مهر. هوای خنک و بارونی، بوی زمین خیس خورده و حضور کم‌رنگ خورشید، بوی پاییز.

اما تیر ماهه امروز. درست اولین روزهای تابستون و من همه‌ی بارون های این فصل رو به خودم میگیرم. ذره ذره این هوای محبوب رو هدیه‌ی دنیا به خودم می‌دونم. خودم و همه‌ی عاشقان برف و بارون که اولین روزهای عمرشون رو با روی نامهربون خورشید سر کردن :)

پیدا نشده، گمشده‌ای

کسی که روبه‌رویم هست، هیچ شبیه تو نیست.

اما تو در خیالی و او واقعیست.

و من عمری به خیال تو دلبسته بودم.

همون همیشگی

ناتوانی در دوست داشتن‌ رنجم میده.