"خیلی خوش گذشت"
برای بیست و هفت سالگی فعلا فقط همین
چون که خیلی خوش گذشت، دقیقا همین شکلی که هادی میگه.
"خیلی خوش گذشت."

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم تیر ۱۴۰۳ ساعت 14:57 توسط دیوآل
|
برای بیست و هفت سالگی فعلا فقط همین
چون که خیلی خوش گذشت، دقیقا همین شکلی که هادی میگه.
"خیلی خوش گذشت."

این شب تا ابد هجران
من هر روز تعطیل:
چرا نمیرم سراغ کارام؟!
امروز باید اوایل آبان باشه، یا اواخر مهر. هوای خنک و بارونی، بوی زمین خیس خورده و حضور کمرنگ خورشید، بوی پاییز.
اما تیر ماهه امروز. درست اولین روزهای تابستون و من همهی بارون های این فصل رو به خودم میگیرم. ذره ذره این هوای محبوب رو هدیهی دنیا به خودم میدونم. خودم و همهی عاشقان برف و بارون که اولین روزهای عمرشون رو با روی نامهربون خورشید سر کردن :)
کسی که روبهرویم هست، هیچ شبیه تو نیست.
اما تو در خیالی و او واقعیست.
و من عمری به خیال تو دلبسته بودم.
ناتوانی در دوست داشتن رنجم میده.