مِهر در چند سطر
الآن که نشستهام روی این صندلی و بعد از مدتها لپتاپ رو باز کردم تا بلکه پایاننامهام رو شروع کنم چند هفتهای میشه که استعفام رو تحویل رئیسم دادم. بعد هم به میم "نه" آخر رو گفتم و سعی کردم قانعش کنم و فکر کنم موفق بودم. حالا هم منتظرم این دوره یک ماهه بعد از استعفا و همینطور دلتنگیهای بعد از جدایی رو بگذرونم. منتظرم چند صباح دیگه، درست وقتی آفتاب اول آبان طلوع کنه، برگردم به روزمرگی مطلوب و معمول خودم؛ روزمره یک محصل بی عشق و بیکار :)
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم مهر ۱۴۰۳ ساعت 20:21 توسط دیوآل
|