تا روشنایی بنویس، یا طراحی کن مثلا...
یکی از کتاب های "هدیه ای برای ندادن" که خریده بودم همین کتاب " تا روشنایی بنویس" احمد اخوت است که شده است چراغ راه این روزها. مخاطب اصلیش نویسندگان و هنرمندان و خالقان اثر است. اما با وجود تفاوت های کهکشانی (اوپیچک بازی میکنم البته!) که طراحی محصول با همه این ها دارد، کسی جلوی مرا نگرفته که حرفها و نسخه هایش را به طراحی تعمیم ندهم و از آنها درس نگیرم. به هر حال طراحی هم از جنس خلق کردن است.
یک شیوه ای هست در طراحی محصول به اسم " پرسونا". اینطور که شمای طراح یک شخص خاص را پیدا می کنید؛ مثلا علی آقای نجار. و بعد می آیید و زندگی و کار و رفتار و کردار علی آقا را می گیرید زیر ذره بین و شکاف های آن را شناسایی می کنید. نیاز هایی که خود علی آقا هم از آن خبر نداشته. و بعدترش هم محصولی مختص علی آقا طراحی می کنید که جوابگوی همه نیازهایش است . پیش فرض هم این است که حتما در دنیا ده نفر دیگر شکل علی آقای نجار ما هستند که محصول شما به دردشان خواهد خورد.
حالا اینها را گفتم که بگویم فصل اول کتاب" تا روشنایی بنویس" جوری از شرح حال من و سردرگمی ها و دلزدگی هایم نوشته است که انگار پرسونایش من بوده ام. طوری از جوانب دقیق و جزئی اش گفته که با خواندش خودم را کشف کرده ام. روشن بخشترین نسخه اش هم برایم این پاراگراف است که می گوید:
« برنامه ریزی از این نظر هم اهمیت دارد که به نویسنده نظم می دهد و مانع مسامحه کاری می شود که جیره ی نوشتن امروزش را به فردا موکول کند. هر چه کار از نظر زمانی طولانی تر شود هم وابستگی نویسنده را به اثر بیشتر می کند ( به طوری که سخت از آن دل بر می کند) و نمی گذارد کار را به پایان برساند و هم دلزدگی به وجود می آورد. مگر نویسنده چقدر می تواند به موضوعی بیندیشد و در دنیایی خیالی زندگی کند؟ او میبیند طرح در دستش خصم جانش شده و دائم خود را به رخش می کشد و نمی گذارد به سراغ کار دیگری برود. شروع هر کار تازه منوط به پایان این یکی است. هر کس باشد خسته می شود و افسرده می شود و احتمالا اثر را ناتمام رها می کند و یا به کلی قید آن را می زند. چقدر زحمت برایش کشید اما حاصلی در بر نداشت. اختلال در خلاقیت رابطه مستقیمی با ایجاد پوچی دارد و ممکن است هنرمند ناامید و دلزده را به خودکشی بکشاند. آن که می آفریند بعید است به فکر " کم کردن شر خود از این جهان" شود. نویسنده بی انگیزه، اول دست نوشته هایش را نابود میکند، بعد خودش را می کشد.»
حالا به جای نوشتن و نویسنده و اثر، بگذاریم طراحی، دیوآل و پروژه های همیشه ناتمامش. بله.