A place of sorrow that we call it home
خانه
خانهی عزیز
خانهی همیشه صدا، خانهی همیشه بحث، خانهی همیشه دعوا، خانهی همیشه اختلاف، خانهی همیشه قهر و کدورت، خانهی گاهی خنده گاهی خوشی، خانهی همیشه معذب، خانهی همیشه گریه، خانهی گاهی جشن و رقص، خانهی همیشه شلخته، خانهی عزیز، خانهی گاهی تمیز، خانهی همیشه پر نور، خانهی همیشه ناراحت و مریض، خانهی عزیز، خانهی همیشه پر توقع، خانهی سکوتهای سنگین، خانهی همیشه خودخواه، خانهی همیشه ملاحظه دیگری را کردن، خانهی ظهرهای کسل تابستان، خانهی عصرهای آرام پاییز، خانهی دعواهای مامان و بابا، خانهی خندههای خواهر و برادرم. خانهی گریههای ما و خنده هامان. خانهی ما. خانهی ما... خانهی عزیز؟!
بله، با این همه انگار خانه عزیز است هنوز. چرا؟ نمیدانم هنوز.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم مهر ۱۴۰۱ ساعت 11:5 توسط دیوآل
|