برمیگردم خونه و همه چیز مثل قبله همیشه. این شکلی که میون دعوای مامان و بابا، دعوای مامان و آبجی، دعوای بابا و داداش، دعوای مامان بابا با من، داد و بیداد، غرغر و طعنه و کنایه، می‌شینیم زیر یه سقف و کار می‌کنیم، درس می‌خونیم، زندگی می‌کنیم و می‌خندیم. به همه وجنات این زندگی می‌خندیم.