مجمع لیلیون*
شاید در رفتارم با آدمها کنایتیست آغشته به حسادت.
و حسادتم، لابد برآمده از حقارت است.
* به نظرم باید اسم خوابگاهمان را بگذارم " مجمع لیلیون". اینجا پر است از لیلی. پر است از شاهدان زیبارو. پر از شیرین. پر از لیلیهایی که زلفهای کمندشان را جمع نمیکنند و میگذارند زیباییشان به پاهای آدم بپیچد. لیلیهایی که دست به جارو نمیزنند، دستشویی را نمیشویند، حمام را آب نمیکشند و آشغالها را توی ظرفشویی جا میگذارند. لیلیهایی که ما را از بوی تنشان اشباع میکنند. لیلیهایی بسیار زیبا. دلبرکانی که صدها دلدار برایشان صف کشیده. *
+ نوشته شده در دوشنبه هشتم آبان ۱۴۰۲ ساعت 21:52 توسط دیوآل
|