آدم‌هایی هستند که دوستشان دارم. آدم‌هایی هستند که بینش‌شان را به خیلی چیزها می‌پسندم یا حس میکنم که من هم همینطور فکر میکنم. یا دوست دارم اینطور باشم. اما اوقاتی هست که همان آدم‌ها و من با‌ هم فرق می‌کنیم. در چیزی شبیه لهجه. چیزی شبیه شکل لباس پوشیدن. رشته تحصیلی. اسم. چیزی دور از آنچه که مرا در ابتدا جلب آن آدم کرده بود. درست و غلط مطرح نیست. حتی بزرگ و کوچکی این تفاوت هم مهم نیست. مهم این است که کلنجاری را با خودم شروع میکنم که آیا میخواهم در این موقعیت هم شبیه به او بشوم؟ شکل او حرف بزنم، رفتار کنم، اسم او را داشته باشم یا شبیهش لباس بپوشم؟ یا اینکه خودم باشم. یکجاهایی مشترک با او و یکجاهایی در افتراق.

پ.ن: تعادل برقرار کردن بین این دو برایم کمی سخت است. همین که آدمی را یکجا تایید کنی و شبیهش باشی و یکجا فرق کنی با او.