دارم میرم که سردرد بگیرم. از اول صبح، نه، از همون لحظه ای که چشم باز کردم، یکی هی توی گوشم، توی سرم تمام نداشته ها و ناکامی هام رو داره وز وز میکنه. بدیش اینه من صدای اون رو می شنوم اما صدای من به اون نمیرسه که برگردم بهش بگم: خب به درک. به جهنم.

هر چند ترجیح میدادم به جای صدا دستم بهش می رسید، اون وقت بهتر باهاش ارتباط برقرار می کردم. خیلی بهتر.