در طریقت ما کافریست رنجیدن اما
هفت
مامان بابا استاد منت گذاشتنند. باز منت کارها کرده قابل تحمله. اما منت کارای نکرده آدمو دق میده. رک و رو راست هم نمیگن چی می خوان. فقط سرزنش، کنترل کردن و استرس دادن. ممنونم ازشون. ممنونم که بیشتر از امید و خوشی بهمون غصه و اندوه دادن. و هر وقت، هر جا و به هر طریقی کمی خوشی کردیم و اومدیم بگیم امیدواریم به عالیترین شکل ممکن دلسرد و سرخورده مون کردن. مامان باباها صلاح ما رو میخوان؟ من که شک دارم.
پ.ن: وبلاگم رو نگاه میکنم، میگم نشده من یه بار از خوشی بیام و بنویسم. اما خب آخه زندگی من همینه. شاید اگر بلد بودم داستان بنویسم، اون موقع اینجا هم چندتا دونه نوشته سرخوشانه پیدا میشد. اما چه کنم که قصه گو نیستم.
+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم دی ۱۴۰۳ ساعت 12:33 توسط دیوآل
|