مرضیه عزیزم 

گمانم تو هیچ مرا به یاد نیاوری ولی همین قدر بدان که کیفیت حضور کوتاهت در زندگیم چنان پر رنگ بود که پس از سه سال هنوز به قوت خود باقیست. 

ولی من هر روز در خودم دنبال آن دیوالی هستم که تو، وسط زمین بسکتبال و در جنگیدن ها و تلاش بی وقفه و خستگی و خلسه های لذت بخش بعدش، از من ساختی. چقدر آن موقع دوست داشتنی تر بودم. 

پ.ن: من کیفیت آدم ها در زندگیم را با تغییراتی که در من به وجود می آورند، میسنجم. آن موجودی که باعث می شوند من در کنارشان بدان تبدیل شوم. 

حالا باید ببینم من در کنار تو، خودم را بیشتر دوست دارم یا نه؟